مطالعات در رابطه با پدیده "خشونت مبتنی بر غیرت" در حال حاضر محدود است. در جایی که کشتن زنان و مردان با توجیه "شرافت خانوادگی" یک کار جمعی و حتی اشتراکی است و اعمال کسانی که به قتل رسیده‌اند برای خانواده شرم‌آور تلقی می‌شود، انگیزه عظیمی برای خانواده و جامعه برای سرپوش گذاشتن بر قتل‌ها وجود دارد. بنابراین قربانیان از تاریخ پاک می‌شوند و ارزیابی وجود و رواج خشونت مبنی بر غیرت در هر جامعه بخصوصی دشوار است. یک بررسی تاریخی نشان می‌دهد خشونت علیه زنان که اکنون به عنوان خشونت مبتنی بر غیرت در نظر گرفته می‌شود در بسیاری از جوامع و بسیاری از دوره‌های تاریخی رخ داده است.

قوانینی که به نظر می رسد خشونت علیه زنان را برای ابراز خودمختاری(استقلال) جنسی ترویج می‌دهند، در دستورالعمل‌های حقوق آشور با قدمت شش هزار سال قبل از میلاد مسیح و دستورالعمل های حمورابی قابل توجه است. درانجیل، در شماره های 25: 6-19 آمده، شخص فینیاس یک زن و مرد را در معبد بخاطر ازدواج در مرزهای نژادی به قتل رسانده است و با این کار به یک آفت خاتمه می‌بخشد و این کشیش بودن را برای اصل و نسب او تضمین می کند.

گورو گوبیند سینگ، شخصیت اصلی در آیین سیکی، با بیان این که "هرکسی از دست قاتلان ناموسی غذا بگیرد بدون تبرئه شدن خواهد مرد" خواستار طرد قاتلان ناموسی از سوی جامعه شد؛ علیرغم منع وی، قتل‌های ناموسی در هند معاصر همچنان مسئله جدی است و عاملان شایع خانواده های سیک هستند. طبق قوانین روم، پدران اختیار تام مرگ و زندگی تمام اعضای خانواده را داشتند؛ مردانی که علیه خویشاوندان زنی که قوانین جنسی را نقض کردند اقدامی نکردند، مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار گرفتند.

در آلبانی قرون وسطی، قانونی حقوقی وجود داشت که اجازه قتل زنان خیانت کار را صادر می‌کرد، که هنوز هم تاثیرات خود را در آلبانی معاصر دارد. در دوران حکومت جان کالوین بر ژنو، زنان زناکار در رودخانه رون غرق می شدند. در چین، در خاندان چینگ، پدرها و شوهرها حق داشتند دختری را که باعث بی آبرویی آن ها شده است را به قتل برسانند. انواع سواستفاده از زنان که به مفهوم غیرت مربوط می شود، مانند مبادله دختران به عنوان غرامت در مقابل جرایم خویشاوندان مرد، و ازدواج اجباری به این معنی که زن بیوه موظف به ازدواج با برادر همسرش است در سرار صحرای آفریقا رخ می دهد. قتل های مبتنی بر غیرت در جنوب مدیترانه، از جمله یونان، اسپانیا و ایتالیا تا دوران مدرن ثبت شده است.

قانونی که اجازه قتل با توجیه غیرت را صادر می کرد، تا سال 1980 که به دلیل فعالیت های فمینیستی از کتاب های اساسنامه حذف شد، بخشی از قانون جزای ایتالیا بود. این که چند جامعه خارج از مناطقی که به طور معمول با خشونت مبتنی بر غیرت مرتبط هستند، قتل جمعی و سواستفاده از زنانی که فرض می‌شود خلاف قوانین سنتی جنسی رفتار کرده‌اند را تصویب می‌کنند مجهول است، با این حال موارد فردی در مکان‌های متنوعی مانند فلیپین و ساموای غربی مشاهده شده است. در حالی که تاریخچه خشونت مبتنی بر غیرت ناقص است و بدون تردید مورخان، جامعه شناسان و دانشجویان تاریخ زنان تحلیل بیشتری خواهند کرد، نکته روشن این است که هیچ شاخص قومی، فرهنگی یا مذهبی خاصی برای خشونت مبتنی بر غیرت وجود ندارد. بلکه در جوامع مختلف و در دوره های مختلف تاریخ، در جوامع مردسالاری که اصرار بر کنترل خودمختاری زنان وجود دارد، رخ داده است. خشونت مبتنی بر غیرت در نهایت به سازمان پدرسالار خانواده متصل است تا فرهنگ خاص. هرچند به دلیل مجازات های سخت و غیرانسانی که علیه بی اخلاقی جنسی در دولت های اسلامی وضع شده اند به نظر می رسد اسلام و قتل‌های ناموسی با یکدیگر در ارتباطند، اما این به این معنا نیست که باورهای اسلامی تنها دلیل این قتل‌هاست. البته این بدان معنا نیست که هیچ پیوندی وجود ندارد، زیرا بسیاری از تفاسیر دین و مفاهیم قانون خانواده تمایل به نشان دادن و تشویق سلطه مردان درون خانواده و نگرش های منفی نسبت به خودمختاری جنسی زنان دارند، محیطی ایجاد می‌کند که در آن ممکن است خشونت علیه زنان مناسب و موجه باشد. هرچند تاریخچه خشونت مبتنی بر غیرت نشان دهنده این است که این پدیده‌ای است که به قدمت تمدن ریشه دار است اما نشان دهنده برخی زمینه‌های خوشبینی نیز است: به این معنا که اگر تغییرات اجتماعی در برخی مناطق خاص جهان منجر به ریشه کن شدن خشونت مبتنی بر غیرت شده، پس ریشه کنی جهانی جرایم ناموسی هم در آینده بسیار محتمل است. منبع : www.hbv-awareness.com

 

این پست را در اینستاگرام ببینید

 

Posted in honor violence and tagged .